سید امیرحسین جون, عزیز دل مامان و باباسید امیرحسین جون, عزیز دل مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

امیرحسین، سارا و سروش گل‌هایی از بهشت

تیرماه ۹۷

1397/4/23 7:54
901 بازدید
اشتراک گذاری

از اول این ماه اضطراب زیادی برای امتحان وسط ماه داشتم تا اینکه...هفته ی پیش خلااااص شدم و فکر می کنم نتیجه بد نبود

امسال شاید اصلا وقت نشد با هم(مادر و پسری) به پارک بریم

هرصبح تصمیم میگیرم این کار رو بکنم اما عصر خستگی مجال گردش نمیده

پنجشنبه بیست و یکم همین ماه اسباب کشی عزیز و پدرجون بود و فرصتی برای بازی تو و مهرسا...

الان نشستم سر میز کارم و به صورت خندونت وقت رفتن به مهد فکر می کنم اونم تو ساعت پنج و ربع صبح...

بله دردناکه ولی واقعیه

ساعت های کار در تهران رو یکساعت کشیدن جلو یعنی از شش صبح تا یک ظهر..

پس فردا بیست و پنجم باید سه تایی بریم مصاحبه ی مدرسه برای ثبت نامت...

ومن از اعماق وجودم خوشحالم وذوق دیدنت رو در لباس مدرسه دارم.

 

پسندها (5)

نظرات (3)

زهرازهرا
15 مرداد 97 11:12
به به بالاخره بعد مدتها یه پست گذاشتی مامان امیرحسین.گل پسرت خوبه؟خودت خوبی؟
مامان امیرحسین و سارا
پاسخ
سلام زهراجان،بله برگشتم اما از دوستان قدیمی خبری نیست
زهرازهرا
15 مرداد 97 11:17
به سلامتی دکترا گرفتی؟ مبارک باشه.
اون موقع ها سر کار هم نمیرفتی.نه؟
احساس میکنم بعد مدتها از غار برگشتم نی نی وبلاگ
مامان امیرحسین و سارا
پاسخ
نه هنوز ،فعلا نصف راهو رفتم
چهار سالی هست مشغول کار شدم
منم همینطور زهرا جان بچه های گلت رو ببوسمحبت