سیزده ماهگی گل پسرم(1)
سلام و صد سلام به پسر مثل ماهم به چشم برهم زدنی سیزده ماه گذشت، سیزده ماه پر از اتفاقات جورواجور و تجربه های ناب و شیرین. پسرک همیشه و در همه حال خندون خونه ما اینجا پسرک تازه از حموم اومده بهمین دلیل لباس پاییزیشو پوشیده خوابهای آقا امیر حسین در سیزده ماهگی تنها عروسکی که دوسش داشتی البته فقط ی مدت کوتاه پسرک وقتی الکی لـــــج میکنه این شکلی میشه و وقتی خواستش برآورده نشه قضیه شوخی شوخی،جــــدی میشه آخ خ خ از دستت،آخرشم تیوی در یک عملیات 3 ساعته منتقل شد به آسمونا(رو دیوار) کافیه به آقا امیر بگیم کاریو نکن یا نگاهمون کمی فقط کمی بوی نهی،جیزه،اووووف،بــــده همین میشه شرط...






