سید امیرحسین جون, عزیز دل مامان و باباسید امیرحسین جون, عزیز دل مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

امیرحسین، سارا و سروش گل‌هایی از بهشت

امیرحسین تو کوچه...

امیرحسین جونم خیلی عموپورنگ و امیرمحمد دوست داره وقتی برنامشون شروع میشه پلکم نمیزنه و با تعجب نگاه میکنه هر وقت هم عمو پورنگ میخونه  کوچولوی نازنازی ما میخنده   عزیزم اولین ترانه ای که از عمو پورنگ شنیدی این ترانه بود: امیرحسین   تو کوچه استاد گل یا پوچه هیچ وقت شکست نخورده هیشکی ازش نبرده ه ه ه ه ه مریم یه جا نشسته مشغول خاله بازی با ظرفای زری و عروسکای نازی ***** نازی داره میریزه چایی واسه مهمونا کی اومده خونشون سعیده و سمیرا حمیدرضا و امید امیرعلی و نوید با یک توپ پلاستیک دارن میرن گل کوچیییییک منم میخوام برم با علیرضا و فرزاد یه بازیه خوب کنیم بگم چی استپ آزا...
1 بهمن 1391

اولین بارش برف زمستانی زندگیت

امروز برف بارید      خیلی زیبا بود پنجره رو باز کردم تا ببینی،نمیدونم تو هم عین من از بارون و برف لذت میبری یا نه امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ. اینم یه عکس از فرشته مهربونم که تو این برف زمستونی به خوابه ناز رفته (1390/10/26) ...
26 دی 1391